محمد مهدى ملايرى
28
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
24 - الركاب خاناه : از دو كلمهء ركاب عربى و خانهء فارسى و آن محلى بوده كه در آنجا اسباب و لوازم اسبها و ديگر چهارپايان سوارى نگاهدارى مىشده است . قلقشندى گويد : « در ركابخانه ، از زين و برگهاى پوشيده از طلا و نقره و جلهاى زركش و مزيّن به انواع زينتها و همچنين زينپوشهاى حرير با نقش و نگارها و زيورآلات عجيب به اندازهاى است كه عقل حيران مىماند » . « 1 » 25 - الزردخاناه : از دو كلمهء زرد ( عربى مأخوذ از زره فارسى ) و خانه فارسى ، جائى بوده است كه انواع زرهها و ديگر سلاحها را در آنجا نگاهدارى مىكردهاند و به آن السلاح خاناه هم مىگفتند . « 2 » 26 - الشرابخاناه : از دو كلمهء شراب عربى و خانه فارسى ، قلقشندى دربارهء آن گويد : « شرابخانه جائى است كه انواع نوشابههاى مخصوص سلطانى و شربتهاى خاص او تهيه مىشود و انبار شكر مخصوص شربت است در اينجا ظرفهاى نفيس از چينى فاخر لاجوردى و جز آن از جنسهاى گرانبها كه يك ترشىخورى كوچك آن هزار درهم و بالاتر ارزش دارد نگاهدارى مىشود » . « 3 » 27 - الطبلخاناه : و آن جائى بوده كه در آن همهء طبلها و دهلها و بوق و كرناها و ديگر افزارهاى موسيقى كه در رزم يا مراسم رسمى به كار مىرفتهاند ، نگاهدارى مىشده و همهء امور مربوط به اين افزارها در آنجا متمركز بوده و سرپرست آن يكى از اميران بوده كه با عنوان امير علم خوانده مىشده و يكى از وظائف وى آن بوده است كه هر شامگاه كه به نام سلطان طبل مىنواختهاند او بر سر طبلزنان ايستاده باشد و در سفرها هم مشرف بر كار آنان باشد . قلقشندى گويد : گذشته از اين ، طبلخانه را هم مهترى بوده كه همه امور را زير نظر داشته و او را مهتر طبلخانه خوانند و زيردست او خدمتكارانى هستند كه آنها را دبندار مىگويند . دبندار كسى است كه طبل يا دهل مىنوازد و نوازندگان ابزارهاى ديگر هريك نام و عنوانى دارند . آن را كه بوق مىنوازد منفّر ( از نفير ) و آن را كه
--> ( 1 ) . صبح الاعشى ، ج 4 ، ص 12 . ( 2 ) . صبح الاعشى ، ج 4 ، ص 11 . ( 3 ) . صبح الاعشى ، ج 4 ، ص 10 .